تحولات منطقه

ما معمولاً بر اساس اطلاعات محدود،احساسات لحظه‌ای و نیازهای نزدیک خود تصمیم می‌گیریم.چیزی را دوست داریم،چون برایمان لذت‌بخش است؛از چیزی بیزاریم چون با آسایش ما سازگار نیست،اما سعادت حقیقی، گاه به معیارهایی وابسته است که فراتر از لذت و رنجِ زودگذرند.

صحیفه زندگی : خدایا! عافیتی عطا کن که مرا از تو دور نسازد
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

امام زین‌العابدین علیه‌السلام در دعای هجدهم صحیفه سجادیه خطاب به خداوند متعال اینگونه عرض می‌کند:

اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَی حُسْنِ قَضَائِکَ وَ بِمَا صَرَفْتَ عَنِّی مِنْ بَلاَئِکَ‏،
ای خداوند، حمد باد تو را بر آن حسن تقدیر که نصیب من ساخته‌‏ای و آن بلاها که از من دور کرده‌ای.

فَلاَ تَجْعَلْ حَظِّی مِنْ رَحْمَتِکَ مَا عَجَّلْتَ لِی مِنْ عَافِیَتِکَ فَأَکُونَ قَدْ شَقِیتُ بِمَا أَحْبَبْتُ وَ سَعِدَ غَیْرِی بِمَا کَرِهْتُ‏.
چنان مباد که این عافیتی که اکنون مرا ارزانی داشته‏‌ای، همه بهره من از رحمت تو باشد، تا آنچه دوست می ‌داشته‌ام سبب بدبختی من شود و دیگری، از آنچه من ناخوش می‌‏داشته‏‌ام به سعادت رسد.

شرح:

این دعای امام سجاد علیه‌السلام در صحیفه سجادیه، نگاه انسان را از خواسته‌های محدود دنیوی فراتر برده و به افقی عمیق‌تر، از رحمت، حکمت و سعادت الهی پیوند می‌زند. امام علیه‌السلام در این عبارات، نه‌تنها شیوه سپاسگزاری از خداوند را می‌آموزد، بلکه معیار تازه‌ای برای سنجش نعمت و خوشبختی به ما معرفی می‌کند: هر آنچه در زندگی خوشایند ماست، لزوماً خیرِ نهایی ما نیست و هر آنچه ناخوشایندِ ماست، لزوماً شرّ حقیقی ما به شمار نمی‌آید.

امام علیه‌السلام سخن را با حمد آغاز می‌کند؛ اما نه فقط حمد بر نعمت‌های آشکار، بلکه حمد بر «حُسن قضای الهی». تعبیر «قَضَائِکَ» به تقدیر و داوری خداوند اشاره دارد و تعبیر «حُسْن» بر نیکویی و حکمت آن تأکید می‌کند. امام نمی‌فرماید: خدایا! تو را سپاس که همواره مطابق میلِ من عمل کردی؛ بلکه می‌فرماید: تو را سپاس؛ زیرا آنچه را که برای من رقم می‌زنی، بر اساس علم و حکمت توست.

تفاوت این دو نگاه بسیار مهم است. انسان معمولاً هنگامی سپاسگزار است که زندگی، مطابق خواسته‌اش پیش برود؛ سلامتی داشته باشد، کارش سامان بگیرد، عزیزانش در کنارش باشند و آینده‌اش مطابق برنامه او شکل بگیرد، اما ایمانِ عمیق‌تر آنجاست که انسان در کنار بهره‌مندی از نعمت‌ها، بتواند در برابر آنچه هنوز حکمتش را نمی‌فهمد نیز از خداوند روی برنگرداند.

امام پس از حمد بر تقدیر الهی و بلاهای دفع‌شده، دعایی عمیق‌تر مطرح می‌کند: خدایا، مبادا بهره من از رحمت تو فقط همان عافیت و آسایشی باشد که اکنون و در این دنیا به من عطا کرده‌ای.

واژه «عَافِیَت» در اینجا مفهومی گسترده دارد و می‌تواند سلامتی، امنیت، آسایش و رهایی از گرفتاری‌های دنیوی را در بر گیرد. تعبیر «مَا عَجَّلْتَ لِی» نیز بر آنچه در این دنیا به انسان عطا شده است، دلالت دارد.

امام علیه‌السلام اصل عافیت را نفی نمی‌کند؛ عافیت نعمتی ارزشمند است و انسان باید آن را از خداوند بخواهد و شکرگزار آن باشد. نگرانی امام آنجاست که مبادا انسان، رحمت الهی را فقط در آسایشِ دنیا خلاصه کند و از رحمت گسترده‌تر خداوند در مسیر رشد معنوی و سعادت اخروی غافل بماند.

تصور کنید انسانی از بیماری، فقر و مشکلات بزرگ در امان باشد، اما این آسایش، او را به غفلت، خودبزرگ‌بینی، بی‌توجهی به نیازمندان و فراموشی خداوند بکشاند. در مقابل، انسانی دیگر ممکن است در مسیر زندگی با دشواری‌هایی روبه‌رو شود، اما همین دشواری‌ها او را به صبر، همدلی، توکل، بازنگری در رفتار و بازگشت به خداوند نزدیک کند.

لذا آیا می‌توان تنها بر اساس میزان آسایش ظاهری، درباره خوشبختی نهایی این دو انسان داوری کرد؟

معیار امام، صرفاً راحتی امروز نیست؛ بلکه سرانجامِ انسان و کیفیت رابطه او با خداوند است. عافیت هنگامی نعمتی کامل‌تر خواهد بود که به غفلت نینجامد، و دشواری هنگامی می‌تواند زمینه رشد باشد که با صبر، آگاهی و عملِ درست همراه شود.

البته از این سخن نباید نتیجه گرفت که هر فردِ گرفتار، الزاماً به خدا نزدیک‌تر است یا هر فردِ برخوردار، از رحمت الهی دورتر. نه رنج به‌خودی‌خود نشانه فضیلت است و نه آسایش به‌خودی‌خود نشانه محرومیتِ معنوی. آنچه اهمیت دارد، چگونگی مواجهه انسان با شرایط زندگی و اثری است که آن شرایط بر ایمان، اخلاق و رفتار او می‌گذارد.

امام علیه‌السلام از خداوند می‌خواهد که مبادا آنچه در دنیا دوست داشته و برای به‌دست‌آوردنش خوشحال بوده است، در نهایت سبب شقاوت او شود؛ در حالی که دیگری به سبب چیزی که او ناخوش داشته، به سعادت برسد؛ بنابراین، میان خواسته انسان و خیرِ حقیقی او همیشه ملازمه وجود ندارد.

ما معمولاً بر اساس اطلاعات محدود، احساسات لحظه‌ای و نیازهای نزدیک خود تصمیم می‌گیریم. چیزی را دوست داریم، چون برایمان لذت‌بخش است؛ از چیزی بیزاریم، چون با آسایش ما سازگار نیست، اما سعادت حقیقی، گاه به معیارهایی وابسته است که فراتر از لذت و رنجِ زودگذرند؛ لذاست که عبارت پایانی حضرت در پایان همین دعا نیز بسیار قابل تأمّل است:

فَغَیْرُ کَثِیرٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْفَنَاءُ وَ غَیْرُ قَلِیلٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْبَقَاءُ.
چیزی که به فنا انجامد، بسیار ناچیز است، هر چند فراوان باشد، و چیزی که به بقا انجامد، فراوان است هر چند اندک باشد.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha